جفا؛ کلمهای که شاید در ذهن خیلی اتفاقات را تداعی کند. اتفاقاتی که گاهاً خودمان آن را چشیدهایم و یا حداقل راجع به آن بارها شنیدهایم. کار شیطان این است که ما را آنقدر در جفا و فشار قرار دهد که دیگر یادمان به نقطهی عطف و امید که شکرگزاری است نیافتد... کار شیطان این است که مجال و امان ما را بریده و در ظلم و ستم ما را اسیر بندها کند. کار ویرانگر این است که در لحظهای چنان محو کند تو را که حتی قطعهای از تو یافت نشود و تبدیل شوی به پازلی قطعه قطعه شده که نتوان حتی آن را پیدا کرد چه برسد به آنکه به هم پیوند داد... [ادامه دارد]
براستی چرا ما نباید از میوه درخت حیات میخوردیم؟ بیایید تصورش کنیم! میخوردیم و حیات جاویدان را دریافت میکردیم، نیک و بد را هم که شناخته بودیم و میتوانستیم تشخیص دهیم که چه خوب است و چه بد؛ چه درست است و چه غلط؛ قدرت تصمیمگیری با خودمان بود. چه بسا میتوانستیم کارهای بزرگی بکنیم. اگر عمرمان جاودان میشد چه بسا برجهای بابل زیادی میساختیم و از هر سو دوست داشتیم به آسمان برسیم، اگر آن نمیشد چه بسا به فکر نردبانهای بلندتر و یا پروازهای بیانتها برای رسیدن به آسمان؛ این راه و آن راه...؛ ولی تا به کی؟ [ادامه دارد]
میتوان در دنیا آزادانه گَشت ولی به دور خود دیواری نامرئی کشید و روح خود را در اسارت این دیوار حبس کنیم؛ و یا میتوان در اسارت و زندان به سر برد ولی در آرامی و آزادی از اسارتهای روح خود؛ در این دنیا سختیها هست ولی میبایست دل قوی داشت چون ایمان داریم خداوند بر این دنیا غالب آمده است؛ مشقات و جفاها هستند، زندانها و درد و رنجها؛ ولی هیچ کدام از اینها به خودیِ خود نمیتواند ما را از سهیم بودن در این پادشاهی محروم کند. [ادامه دارد]
شیر یا خط؟ سکهای که به آسمان پرتاب میشود و بعد از پیچ و تابهای زیاد نمیشود گفت که کدام روی آن نمایان خواهد شد!!! در این بازار پر تلاطم که نمیشود هیچ رویش را پیش بینی کرد به روی چه سرمایه گذاری کنیم؟ نوسانها همیشه بوده، یک روز ریال جلوی دلار ارزش خود را از دست میدهد و یک روز دیگر دلار در مقابل پوند و یورو و یا بالعکس؛ این داستان همیشه ادامه دارد. چه بسیاری که در پی این بیهودگی دویدند و آخر ثابت شد که داستان ادامه دارد و آنان دیگر نیستند و باز همان چرخه... [ادامه دارد]
همسایهی جنوبی وفاداری که متعهدانه برای نیمهی گمشده خود سالیان سال دعا میکرد، خدمت مینمود و به هر طریقی سعی داشت محبت خدا را به همسایهی شمالی خود اعلام کند. خدا قادر است هر اتفاقی که در ذهن ما غیر ممکن است را ممکن سازد، این بار با خبری خوش از دوستی و صلح، از امضایی به عهدی که شروعش خوب است ولی وفای به عهد مهمتر... [ادامه دارد]